![]() |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
آموزشی . درسی و مهرورزي
ترجمه اين وب به ساير زبانها http://amoozeshkade.ir/
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
دوستان عزیز برای شروع داستان ابتدا از ادامه مطلب شروع به خواندن نمایید .
دانه کوچک در خود فرو رفته بود و می اندیشید: براستی من چه هستم؟ که ناگاه آوای نسیم برخاست... به آهنگی دلنواز، ابرها رقصی شگفت انگیز و شکوهمند آغاز کردند، جویباران بی تاب شدند، و درختان را همهمه ای غریب فرا گرفت؛... ...(((((((دختر بهار از راه رسیده بود، بر اسبی سپید و نقره یال.)))))))... و دانه ای کوچک به حیرتی سخت او را می نگرسیت... دختر بهار را که آرام از دشت می گذشت و بذر عشق می پاشید. او با دستی به لطافت نور ، دانه را برداشت تا در خورجین خویش گذارد.... دانه به او گفت: این اولین بهار منست، با آمدن تو می دانم که باید سبز شوم... اما...! و سپس ساکت و خاموش ماند که بغض راه گلویش را بسته بود. دختر بهار لبخندی زد و گفت: اما چه؟ و دانه که دیگر نمی توانست اشکهایش را مانع شود گفت: اما.... اما نمی دانم که پس از رویش چه خواهم بود، و این برای من که می خواهم زیباترین باشم دردناک است. دختر بهار به محبت او را نگریست و گفت:
هر موجودی در نوع خود زیباست، زیبایی یعنی خود بودن.من تو را به دشتی پر آفــــتـــاب و زمینی حاصلخیـز می سپارم و تلاش تو تنها این باشد که به قاموس خویش سبز شوی....... دانه گفت: من می ترسم، چون براستی نمی دانم چه هستم. شاید پیچکی باشم حایل به یک ستون که چون خراب شود بر خاک بیافتم یا چسبکی باشم یا نیلوفری یا... دختر بهار با سرانگشت مهربان خویش ، او را نوازید و گفت: بیهوده اشک مریز. تنها خود باش. بی هیچ نگرانی رویش آغاز کن. ستون دنیای بی پیچک را هرگز بازوان سبز و زیبایی نمی آراید ، و دیوار بــی چسبک همواره در حســـــرت سبــز شدن می ســوزد. زیبایی برکه ها در گشودن چشم نیلوفــــــران بر گستره آنهاست و اگر داربستی فروریزد دانه های انگور به خاک آلوده هنوز سرشار از عصاره حیاتند. پس تنها بکوش در خاکی پربار، به سوی آفتـــاب بالنده شوی، سبز سبز !
موضوع: داستانهاي كوتاه و زيبا ? كلاهچي در پنجشنبه 1387/03/23 ساعت 16:49 | لینک ثابت | مردي عزم كرد به ملاقات راهبي برود
كه در نزديكي صومعه بزرگي زندگي مي كرد. بعد از مدتي سرگرداني در صحرا، بالاخره مرد تارك دنيا را يافت و پرسيد: ميخواهم بدانم اولين گامي كه در طريقت معنوي بايد برداشته شود چيست؟ زاهد او را به كنار چشمه كوچكي برد و از او خواست كه به تصويرِ خود در آب بنگرد. تا مرد خواست عكسش را ببيند، زاهد سنگهايي درآب انداخت. مرد گفت: اگر به اين كارت ادامه دهي، نميتوانم تصوير خودم را در آب ببينم. زاهد گفت: همان طور كه نميتواني در آب مغشوش عكست را ببيني، هرگز نخواهي توانست به جستجوي خدا بروي در حالي كه دلت از اين جستجو مغشوش است. اين اولين قدم است.
موضوع: حكايتها و پندها ? كلاهچي در پنجشنبه 1387/03/23 ساعت 7:11 | لینک ثابت | برای داشتن زندگی شاد نیاز داریم تلاش و کوشش نماییم. رسیدن به هدف با تلاش امکان پذیر است. نگرش ما به سعی و تلاش اهمیت دارد، اگر با عشق و علاقه اقدام به انجام کاری نماییم در حین اقدام، مشکلی نخواهیم داشت. اکثر مردم زندگی خود را به این امید صرف میکنند که در آینده همه چیز بهتر خواهد شد، آنها آرزو دارند که کارها سهل و آسان شده و کلیه مشکلات و مسائل مرتفع گردد. پس، هر چیزی بهتر خواهد شد اگر ما خود را بهتر کنیم و همه چیز تغییر خواهد کرد، اگر ما خود را متحول نماییم. پروردگار يکتا همه چيز را در يک روز نيافريد، پس چطور ميشود که همه چيز را در يک روز به دست آورد.
موضوع: ? اميدوار در شنبه 1387/03/18 ساعت 23:58 | لینک ثابت |
موضوع: مناسبتها ? محمودی در پنجشنبه 1387/03/16 ساعت 0:25 | لینک ثابت | ميگويد: تماشايم كنيد گل، بتابد چهره، همچون چلچراغ: - يك نظر در روي زيبايم كنيد! سرو ناز سرخوش و طناز ميبالد به خويش: - گوشهي چشمي به بالايم كنيد! باد نجوا كنان در گوش برگ: - سر در آغوش گلي دارم، كنار چتر بيد! راه دوري نيست، پيدايم كنيد! آب گويد: زاريام را بشنويد! گوش بر آواي غمهايم كنيد! پشت پرده باغ امّا در هراس باز پائيز است و در راهند آن دژخيم و داس سنگها هم حرفهائي ميزنند گوش كن! خاموشها گوياترند! از در و ديوارها ميبارد سخن تا كجا دريابد آن را جان من در خاموشي، فريادهاست آنكه دريابد چه ميگويم، كجاست؟ آشنائي با زبان بيزبانان چو ما دشوار نيست چشم و گوشي هست، مردم را دريغ گوشها، هوشيار نه چشمها بيدارند! *فريدون مشيري*
موضوع: شعر و نثر (ادبيات) ? كلاهچي در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:9 | لینک ثابت | نوبت امتحان: نهايي خرداد ۱۳۸۷
درس: فلسفه و منطق سال سوم
موضوع: منطق سوم دبيرستان ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:8 | لینک ثابت | نوبت امتحان: هماهنگ ترم دوم ۸۷ / ۸۶
درس: فلسفه پيش دانشگاهي
موضوع: فلسفه پيش دانشگاهي ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:8 | لینک ثابت | نوبت امتحان: هماهنگ ترم دوم ۸۷ / ۸۶
درس: معارف (دين و زندگي) پيش دانشگاهي
موضوع: دين و زندگي پيش دانشگاهي ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:8 | لینک ثابت | نوبت امتحان: نهايي شهريور ۱۳۸۶
درس: فلسفه و منطق سال سوم
موضوع: منطق سوم دبيرستان ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:7 | لینک ثابت | نوبت امتحان: نهايي دي ۱۳۸۶
درس: فلسفه و منطق سال سوم
موضوع: منطق سوم دبيرستان ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:7 | لینک ثابت | نوبت امتحان: نهايي خرداد ۱۳۸۶
درس: فلسفه و منطق سال سوم
موضوع: منطق سوم دبيرستان ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:6 | لینک ثابت | نوبت امتحان: نهايي دي ۱۳۸۵
درس: فلسفه و منطق سال سوم
موضوع: منطق سوم دبيرستان ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:5 | لینک ثابت | نوبت امتحان: نهايي شهريور ۱۳۸۵
درس: فلسفه و منطق سال سوم
موضوع: منطق سوم دبيرستان ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:4 | لینک ثابت | نوبت امتحان: نهايي خرداد ۱۳۸۵
درس: فلسفه و منطق سال سوم
موضوع: منطق سوم دبيرستان ? محمودی در جمعه 1387/03/10 ساعت 11:3 | لینک ثابت | |
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||