تبليغاتX
آموزشی . درسی و مهرورزي
پیام عاشورا

عاشوراى سال 61 ه.ق فرا رسید، و سید الشهداء(ع) كه همراه پاكباختگان دین خدا به صحراى كربلا آمده بود، در آفتاب سوزان ظهر عاشورا همچون نگین انگشترى در محاصره دشمنان اسلام و قرآن قرار گرفت. حسین بن‏على ( ع ) با دلى آرام، قلبى مطمئن و روحى بلند در برابر همه سردمداران كفر و مزدورانشان ایستاد و پیام عاشورا را چنین ابلاغ كرد:

الف) آزادى و آزادگی
ب) عرفان با دید حقیقت
ج) نماز نیایش
د) ایستادگی حق در برابر باطل
ه) سجده كردن در برابر حق و حقانیت
 
 فرارسیدن ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و ۷۲ تن از یارانش را به تمامی دل سوختگان آن حضرت تسلیت عرض می‌نمایم.


موضوع: مناسبت‌ها   ? كلاهچي در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 8:10 | لینک ثابت |
سنت درخت کریسمس، به آلمان قرن شانزدهم میلادی و زمانی که مسیحیان، درختان تزیین شده را به خانه‌های خود آوردند، برمی‌گردد. همچنین در آن زمان عده‌ای هرمهایی از چوب می‌ساختند و آن‌را با شاخه‌های درختان همیشه سبز و شمع تزیین می‌کردند. 

 
به تدریج رسم استفاده از درخت کریسمس در بخش‌های دیگر اروپا نیز طرفدارانی پیدا کرد. در سال 1841، انگلستان، پرنس آلبرت (Prince Albert)، شوهر ملکه ویکتوریا (Queen Victoria) با آوردن درخت کریسمس به کاخ ویندسور (Windsor) و تزیین آن با شمع، شیرینی، میوه و انواع آب نبات، استفاده از درخت را به چیزی مد روز مبدل کرد.

واضح است که خانواده‌های ثروتمند انگلیسی به سرعت از این مد پیروی کردند و با ولخرجی تمام به تزیین درخت می‌پرداختند. در سال‌های 1850، این تزیینات شامل عروسک، لوازم خانه مینیاتوری، سازهای کوچک، جواهرات بدلی، شمشیر و تفنگ اسباب بازی، میوه و خوراکی بود.

بسیاری از آمریکایی‌های قرن نوزدهم، درخت کریسمس را چیزی غریب می‌دانستند و اولین درخت کریسمس در آمریکا، مربوط به سال 1830 است که آنهم توسط ساکنان آلمانی پنسیلوانیا به نمایش گذاشته شده بود. این درخت برای جلب کمک‌های مردمی برای کلیسای محلی برپا شده بود. در سال 1851، چنین درختی در محوطه خارجی یک کلیسا برپا شد اما وجود آن برای ساکنان این قصبه بسیار توهین آمیز و نوعی بازگشت به بت پرستی به شمار می‌آمد و آنها خواستار جمع کردن تزیینات شدند.

در حدود سال‌های 1890، لوازم تزیینی کریسمس از آلمان وارد می‌شد و درخت کریسمس به تدریج در ایالات متحده محبوبیت می‌يافت. جالب است که اروپاییان از درختان کوچکی که حدود 1 تا 1.5 متر طول داشتند استفاده می‌کردند در حالی که آمریکاییان درختی را می‌پسندیدند که تا سقف خانه برسد.

در اوایل قرن بیستم، آمریکاییان درخت‌های کریسمس را بیشتر با لوازم تزیینی دست ساز خودشان تزیین می‌کردند اما بخش‌های آلمانی/آمریکایی همچنان به استفاده از سیب، بلوط، گردو و شیرینی‌های کوچک بادامی ادامه می‌دادند.

کشف برق، به ساخته شدن چراغ‌های کریسمس انجامید و امکان درخشش را برای درختان به ارمغان آورد. پس از آن دیدن درختان کریسمس در میدان شهرها به یک منظره آشنای این ایام مبدل شد و تمام ساختمان‌های مهم؛چه شخصی و چه دولتی، با برپا کردن یک درخت، به اسقبال تعطیلات کریسمس می‌رفتند.

در تزیین درخت‌های کریسمس اولیه، به جای مجسمه فرشته در نوک درخت، از فیگورهای پری‌های کوچک- به نشانه ارواح مهربان- یا زنگوله و شیپر- که برای ترسانیدن ارواح شیطانی به کار می‌رفت- استفاده می‌شد.

در لهستان، درخت کریسمس با مجسمه‌های کوچک فرشته، طاووس و پرندگان دیگر و تعداد بسیار زیادی ستاره، پوشیده می‌شد. در سوئد، درخت را با تزیینات چوبی که با رنگ‌های درخشان رنگ آمیزی شده‌اند و فیگورهای کودک و حیوانات از جنس پوشال و کاه تزیین می‌کنند. دانمارکی‌ها، از پرچم‌های کوچک دانمارک و آویزهایی به شکل زنگوله، ستاره، قلب و دانه برف استفاده می‌کنند. مسیحیان ژاپنی بادبزن‌ها و فانوس‌های کوچک را ترجیح می‌دهند.

تزیین درخت در اوکراین نیز بسیار جالب است، آنها حتما در تزیین درخت خود از عنکبوت و تار عنکبوت استفاده می‌کنند و آنرا خوش یمن می‌دانند، زیرا بنا بر یک افسانه قدیمی، زنی بی چیز که هیچ وسیله‌ای برای تزیین درخت و شاد کردن فرزندان خود نداشت، با غصه به خواب می‌رود و هنگام طلوع خورشید متوجه می‌شود که درخت کریسمس خانه‌اش با تار عنکبوت پوشیده شده است و این تارها با دمیدن خورشید به رشته‌های نقره مبدل شده‌اند.

                                                         


موضوع: مناسبت‌ها   ? كلاهچي در چهارشنبه 1387/10/11 ساعت 8:0 | لینک ثابت |
  چند قورباغه از جنگلی عبور می‌کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه قورباغه‌ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند دیگر چاره‌ای نیست، شما به زودی خواهید مرد.

دو قورباغه، این حرف‌ها را نادیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه‌های دیگر، دایماً به آنها می‌گفتند که دست از تلاش بردارید، چون نمی‌توانید از گودال خارج شوید، به زودی خواهید مرد.

بالأخره یکی از دو قورباغه، تسلیم گفته‌های دیگر قورباغه‌ها شد و دست از تلاش برداشت. او پس از مدتی مرد.

اما قورباغه دیگر با حداکثر توانش برای بیرون آمدن از گودال تلاش می‌کرد. بقیه قورباغه‌ها فریاد می‌زند دست از تلاش بردار، اما او با توان بیشتری تلاش کرد و بالأخره از گودال خارج شد.

وقتی از گودال بیرون آمد، بقیه قورباغه‌ها از او پرسیدند: «مگر تو حرف‌های ما را نشنیدی؟»

معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می‌کرده که دیگران او را تشویق می‌کنند.


موضوع:    ? اميدوار در دوشنبه 1387/10/02 ساعت 22:48 | لینک ثابت |