تبليغاتX
آموزشی . درسی و مهرورزي - مباني فكري، باورها و اعتقادات مردم و تأثير آن در گسترش مهرورزي

براي دانلود سوالات پيام نور كليك كنيد

چكيـده

موضوع مقاله « مباني فكري، باورها و اعتقادات مردم و تأثير آن در گسترش مهرورزي » مي‌باشد، لذا در آن از آيات قرآني و احاديث مأثور از نبي رحمت (ص) و ائمه طاهرين (ع) در خصوص محبت و مهرورزي استفاده شده است. ابتدا نقش و اهميت محبت و مهروزي و ضرورت آن ذكرشده و در پيشينه هم نظر برخي از علما و دانشمندان اسلامي در اين باره بيان گرديده است. در ادامه تعريفي از مهروزي ارايه گرديده و سپس مكتب محبت و اشكالات آن مورد بررسي واقع شده و به دنبال آن آيات و رواياتي كه مباني نظري و فكري محبت و دوست داشتن را تبيين مي‌نمايند با توضيحات مربوطه قرار دارند.

در باره مهر و محبت به خود و ديگران نيز رواياتي نقل شده است و با تعاليم مملو از مهر قرآن آشنا مي‌شويم و اين كه تكرار مكرر آيه شريفه بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ در قرآن كريم نشان‌گر مهر و محبت خداوند بر انسان است و اگر انسان تمام امور زندگي خويش به ويژه مهر به ديگران و چگونگي اهداء و مصرف آن در حق ديگران را از خداوند تبارك و تعالي فراگيرد به طور قطع و يقين منبعي از پاكي و دوستي و صدق و عشق و محبت و خير و بركت و نيكي و خلاصه مهرورزي خواهد بود كه در هر جا قرار گيرد مبارك واقع مي‌شود. و موجبات رشد و كمال و سعادت و خوشبختي خود و ديگران را در اين دنيا و به تبع آن آخرت را فراهم خواهد نمود.

برخي از جلوه‌هاي مهر الهي عبارتند از اين كه همه هستى رشحه‏اى از ظهور آن است. بهشت جلوه‏اى تام از آن حقيقت مى‏باشد. بازگشت اهل تقوا در محشر به آن است. پديده با عظمت شفاعت ظهورى از آن واقعيت است.  هر رزق حلالى و هر گذشت و لطفى جلوه‏اى از آن است. راه ورود به رحمت خاص الهى است. موجب پذيرش توبه و پذيرش صدقات است. راه نجات از نفس اماره مى‏باشد. موجب ايجاد ابزار زندگى است. نعمت‏هاى بى‏شمار و نزول قرآن جلوه‏اى از آن است. پس انسان بايد دعوت احيا گر پيامبر رحمت (ص) را كه همراه حيات جاودان است با پناه بردن به رب و پادشاه ناس و معبود ناس كه لطف و مهر و رحمتش نسبت به ناس بى‏نهايت و بى‏پايان است، بپذيرد كه اگر انسان به وسيله قرآن تربيت شود و قلبش جلوه‏گاه آيات كتاب خدا گردد، بى‏ترديد منبعى از مهر و محبّت و عاطفه و دل سوزى مى‏شود.

جايگاه مهر و محبت هم آن قلبي است كه در معارف اسلامي از آن به «بيت الله» و «عرش الله» تعبير شده است. اسلام اجازه نمي‌دهد كه ما محبت را از ديگران هر چند هم كيش و هم رنگ ما نيستند دريغ بورزيم. لذا با راه‌كارهايي خاص به مهرورزي با مخالف و حتي دشمن شفارش فرموده و با بي‌مهري مبارزه كرده است.

از محبت اتحاد پديد مي‌آيد، چون محبت مقتضي اتحاد است، نفسي كه متمايل به حق تعالي گرديد و به شرايط محبت عمل نمود مرتبط و متحد به او مي‌گردد و معناي اتحاد اين نيست كه مخلوق خالق شود يا خالق مخلوق گردد بلكه مقصود اين است كه محبت و عشق چنان عاشقِ واله را مجذوب معشوق مي‌گرداند كه عاشق خوديت خود را از دست مي‌دهد و مستغرق در مطالعه جمال معشوق مي‌گردد و ديگر از منيت و خوديت خود اثري باقي نمي‌ماند و هر چه ببيند معشوق را خواهد ديد.

بنابراين مهر و مهرورزي با وحدت رابطه‌ي مستقيم و مستحكمي دارد چرا كه از ابزارهاي بسيار مؤثر در ايجاد يگانگي و يك دلي و وحدت كه از سطح ظواهر عبور كرده و بر اعماق دلها نفوذ مي‌كند، مهرورزي راستين و صادقانه است.

در پايان نتايج حاصل از اين بررسي ( پيشنهادها) ذكر شده و منابع و مآخذ مربوطه درج گرديده است.

 

مقدمـه

انسان در هر عصر و زماني براي آرامش روحي و رواني و سعادت خود نيازمند به اخلاق پسنديده و از جمله مهر و محبت و مهرورزي به خود و ديگران است. مهرورزي چيزي نيست كه انسان يك‌باره بتواند آن را كسب كند بلكه بايد از دوران كودكي تمرين كرد تا تمامي اين فضيلت اخلاقي در وجود آدمي ملكه گردد.

يكي از برنامه‌هاي مهم پيامبران رساندن مردم به فضائل اخلاقي و مكارم اخلاق بود، رسول اكرم فرمود: « إنّي بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ ». من برانگيخته شدم تا اخلاق پسنديده را در بين مردم تكميل كنم. اگر مي‌خواهيم در وهله‌ي اول خود را و سپس ديگران دوست داشته باشيم بايد اين صفت نيكو در ما و ديگران ريشه بدواند و به ملكه تبديل گردد، بايد تمرين كنيم تا اين صفت پسنديده را در خود شكوفا كنيم كه آن هم نياز به مراقبت و مداومت دارد از طرف ديگر نگذاريم كينه و عداوت و نامهرباني در ما نفوذ كند زيرا دفع آن مشكل است. اگر تخم كينه و دشمني و نافرماني در انسان نفوذ كند علاوه بر اين كه نمي‌تواند ديگران را دوست بدارد حتي نسبت به خود و نزديكان خويش نيز مهرورزي نخواهد كرد.

مهرورزی همراه با عطوفت، مهربانی، دوست داشتن و داشته شدن و احیانا ً نادیده گرفتن خطاهای جزیی فرد است. وقتی پای مهرورزی به میان می‌آید عواطف و احساسات بر وجهه خشک عقل و منطق حسابگر غلبه می‌یابد . این گونه مواقع چشم انسان بر حقایق بسته می‌شود . پدر یا مادری که تحت تأثیر عواطف مادرانه وپدرانه خود هستند سعی می‌کنند تا اشتباهات فرزند خود را نادیده بگیرند. در هر جا که عواطف و احساسات وارد شوند همین گونه است، چرا که خصلت ویژگی‌ها و صفاتی از این دست همین است. وقتی که انسان گناهکار توبه می‌کند امیدش به صفاتی از قبیل عطوفت و رئوف بودن توبه پذیر است تا شاید خطاهای اورا بپذیرد. بنابراين بايد مباني فكري مهرورزي را در منابعي چون قرآن و كتب روايي مورد بررسي قرار داد.

 

اهميت و ضرورت مهرورزي

انسان بر اساس اعتقاد و باور قلبي يا همان ايمان خويش و با عزم و اراده خود برنامه‌ها و گام‌هاي زندگي را بر‌مي‌دارد، اما براي اين كه نسبت به چيزي اعتقاد و ايمان حاصل شود بايستي قبل از هر چيز، نسبت به آن امور آگاهي و شناخت و معرفت لازم را كسب نمايد. لذا اگر بخواهيم مردم با مهربان و با محبت باشند و نسبت به هم و حتي بيگانگان مهرورزي داشته باشند ابتدا بايد آگاهي، بصيرت و معرفت لازم را ارايه كنيم تا هم اساس و مباني آن را ياد بگيرند و هم آثار، نتايج و تبعات محبت و مهرورزي را بدانند و علاوه بر اين بياموزند كه در چه جاهايي و در حق چه كساني و به چه صوري بايد اين موهبت الهي را كه به قول حكماء اساس خلقت بوده است را هزينه نمايند.

محبت نياز اساسي و طبيعي انسان و به ويژه كودكان است. يكي از عللي كه آدمي را از تنهايي گريزان و در جمع سرخوش مي‌سازد اين است كه در تنهايي محبت جايي ندارد و تمايلات آدمي در آن برآورده و ارضاء نمي‌شود. بررسي‌هاي متعدد ثابت كرده است كه محبت مهم‌ترين عامل سلامت روح و روان است و كمبود آن مشكلاتي را پديد مي‌آورد كه نه تنها زيان بخش است بلكه زمينه را براي آشفتگي‌هاي اجتماعي فراهم مي‌سازد.

ريشه بسياري از مشكلات ملل اسلامي در نامهرباني‌ها و عدم تفاهم‌ها نهفته است. چون يكديگر را دوست ندارند احساس دشمني به آنها دست مي‌دهد و چون از هم متفرقند جاي جولان براي دشمنان باز مي‌شود و با تظاهر به دوستي با مسلمين، مسلمانان دست دوستي و محبت به سوي معاندان دراز كرده و مهر مادي و معنوي خويش را نثار آنان مي‌كنند و به راحتي سرمايه‌هاي مختلف و متنوع مسلمانان به دست آنها به چپاول و يغما مي‌رود.

دوستي‌هايي هم كه به دور از شيطنت دشمنان بين ملل اسلامي برقرار مي‌شود چون غالباً تصنعي و بدون اخلاص و اهداف و اغراض صرفاً دنيايي و براي ما سوي الله است، آثار و تبات خاص خود را به دنبال دارد.

و اما جاي بسي تأسف كه ما مباني فكري و عقيدتي مهرورزي را از دشمنان و معاندان دينمان اخذ كنيم و از منابع غني و سرشار از عطوفت اسلامي غافل شويم.

 در حالي كه در اثر محبت و مهرورزي تلخي‌ها به شيريني1 تبديل مي‌گردد، قلب‌ها با هم تأليف مي‌يابد، دشمني‌ها، عداوت‌ها، بغض و كينه‌ها از بين مي‌رود و تبديل به هم‌دلي و دوستي و رأفت مي‌شود، تشتت و تفرقه رخت برمي‌بندد و مبدل به همبستگي و همراهي مي‌گردد، امور مردم و مملكت انتظام يافته و اجتماع در انجام امور خويش جديت نموده، سپاسگزار و قدردان يكديگر بوده، امور ديني و دنيايي مردم رو به صلاح بوده، علاوه بر ارجمندي دين، كيان آنها نيز محفوظ مانده و مملكت آباد مي‌شود و اين همان چيزي است كه منتظران و چشم به راهان حضرت مهدي (عج) در انتظار آن روز شماري مي‌كنند.

 

پيشينه

عقيده و نظر اكثر فقهاء و مراجع، صله و مهرباني و مهرورزي است، هر كاري كه محبت ايجاد كند و طرف را خوشحال نمايد، مانند ملاقات نمودن يا روي باز و خندان و احترام ظاهري حتي با تقديم سلام و كمك مالي و جاني كه مراتب اعظم مهرورزي و صله همان كمك جاني مي‌باشد كه در پيشامدهاي شرعي از خويشاوندان خود دفع شر و ضرر نمايد. نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله مي‌فرمايند : حُبُّ عَلِيٍّ حَسَنَةٌ لا يَضُرُّ مَعَها سَيِّئَةٌ. محبت علي عليه السلام آدمي را از گناهان باز مي‌دارد و گناهان انجام گرفته در جهالت محبت ولايت علي (ع) سبب مغفرت و آمرزش مي‌شود كسي كه پيرو اهلبيت عليهم السلام باشد مرتكب گناه نمي‌شود مگر به اشتباه2 (عباس عزيزي، 1380).

امروز همه دانشمندان به اين نكته پي برده‌اند كه نوع بشر را با زر و زورتا مدّتي زياد نمي‌توان سرگرم نمود و با يكديگر مهربان ساخت مگر به اعمال و كردار مطلوب و قيدي كه عبارت است از همان دين و مذهب بهترين روش تربيت و پرورش افراد بشر در دين مقدّس اسلام است كه با تعليمات عاليه اسلامي سعادت جامعه را تضمين مي‌نمايد و در سايه‌ي وحدت و اتحاد و محبت در قرون ماضي در اقصي نقاط جهان پيشرفت نمود و توانست در جامعه آن روز بشري كه پر از جنايت و خون ريزي و فساد بود همه را به يكديگر مهربان و برادر نمايد3 (احمد كريمي، 1374).

اگر چه براي مهر و محبت اسباب بسياري شمرده شده است لكن در نظر خردمند تمام آنها به يك نقطه واحده بازگشت مي نمايند و آن محبت الهي است كه منشاء تمام خيرات و مبداء جميع فيوضات و سرچشمه تمام احسانات و نعمت هاست هر خير و تفضل و احساني در هر جايي پديد گردد ترشحي است از سر چشمه احسلن او و نمونه ايست از كرم غير متناهي او و ظهوريست از فيض وجود او4 (بانوي اصفهاني، 1360).

آنكه خود را دوست دارد ديگر آفريده‌ها را دوست دارد كه همه براي او در كارند5 (حسن زاده آملي، 1380).

 

روش جمع‌آوري اطلاعات

از آنجائي كه اين  مقاله يك نوع مقاله پژوهشي ـ كتابخانه‌اي مي‌باشد لذا مطالب و اطلاعات جمع آوري شده در آن از طريق مطالعه كتب مختلفي همچون، قرآن كريم، احاديث معصومين (ع)، مفاتيح الجنان، بحارالانوار و غيره كه در پايان مقاله تحت عنوان منابع و مآخذ ذكر شده، ارائه گرديده است.

 

فرضيه‌ها يا سؤالات تحقيق

آيا اسلام در خصوص مهرورزي توصيه‌هاي خاصي ارايه كرده است؟

از نظر اسلام مبدأ و منشأ مهرورزي چيست؟

آيا رحمت و محبت مي‌تواند آثار مثبتي هم بر افراد و هم بر جامعه داشته باشد؟

چه رابطه‌اي بين محبت و مهرباني با احساس آرامش روحي و رواني وجود دارد؟

چه ارتباطي بين مهرورزي و محبت به دشمنان و معاندان وجود دارد؟

چه رابطه‌اي بين مهرورزي و جهاد وجود دارد؟

چه رابطه‌اي بين مهرورزي و آباداني جامعه وجود دارد؟

چه رابطه‌اي بين كاهش آشفتگي‌هاي اجتماعي با مهرورزي وجود دارد؟

چه رابطه‌اي بين محبت و مهرورزي با اتحاد و همدلي وجود دارد؟

 

واژه‌هاي كليدي

مهرورزي، محبت، مكتب محبت، رحمت، همدلي، وحدت، اتحاد، بيت الله، عرش الله، مكارم اخلاق، جلوه‌هاي محبت.

 

مهرورزی چیست؟

 محبت درفرهنگ لغت فارسي به معني دوستي و ميل طبع به سوي چيزي است و مهرورزي يعني دوستي و محبت كردن مي باشد كه کلید دستیابی به کمال، توفیق و اتصال معنوی و روحانی است. با عشق پراکنی، شاهد تحول تصورات خود از سلامت، موفقیت و خوشبختی خواهیم بود. ما باید به اصل هم دلی و مهرورزی در جهان توجه عمیقی داشته باشیم تا بتوانیم وجود خود را به حقیقت عشق وصل کنیم. نقش عمل به اصول مهر ورزی، نقشی بس حیاتی است، چرا که آدمی از عشق آفریده شده و به همان است که زیباترین واکنش را دارد. همراهان جاده مهرورزی از زنجیر اسارت نیازها رها شوید و در دنیای احساس خود و دیگران در عشق و صمیمیت زندگي كنيد و با هم یک صدا بانگ بر آرید: راه تنها یکی است و آن دوست داشتن و محبت است. و زمان و مکان تنها در یک کلمه خلاصه می شود، مهرورزی. مقصد و غایت مهر آفرين است و نهایت یگانه شدن با يكتا مهرورز است . بیائیم همه با هم سوار بر شانه های روزگار بار مهر به دوش کشیم و زیبا و سبک بال کمال مطلق را در آغوش پذیرا باشیم.

يكي از ويژگي‌هاي مهم مهرورزي ايجاد وحدت معنوي و ايماني بين انسان‌هاي نقاط مختلف جهان است؛ براي تشكيل جامعه واحد يا امت واحد، داشتن معتقدات قوي مشترك، ضرورت است و اين مسئله جز در زير سايه دين اسلام و اصل عدالت و نحوه اجراي دقيق آن از طريق محبت و مهرورزي و اخلاق ميسر نخواهد بود. جهان بيني‌هاي گوناگون و متضاد بطور قطع تفرقه و دوگانگي و ناسازگاري اجتماعي پديد مي‌آورند و مانع وحدت انسان‌ها مي‌شوند. پس بايد جهان بيني واحدي بر قلب و انديشه جهانيان غلبه يابد و يكپارچگي و يگانگي واقعي در پرستش خداي يكتا پديد آيد و مردمان همه يك دل و يك زبان به سوي سعادت و صلاح حركت كنند و در راه و روش‌هاي اجتماعي نيز اختلاف و چندگانگي ديده نشود. اين امر مهم در سايه سار محبت و عشق‌ورزي به ديگران ميسر و ممكن خواهد بود.

 

مكتب محبت

مكتبي كه بيشتر در هند و تا اندازه‌اي هم در بين مسيحيان تبليغ شده است مكتب محبت است. البته مسيحيان مكتب خود را مكتب محبت مي‌نامند ولي در مكتب محبت به جايي رفته‌اند كه مكتب آنها را بايد مكتب ضعف ناميد.

مكتب محبت كمال انسان را مساوي با خدمت به خلق و محبت كردن به مردم مي‌داند، يعني درست نقطه مقابل مكتب نيچه. هر چه را كه نيچه نفي مي‌كرد اينها نقطه مقابلش را مي‌گويند. مي‌گويند اساساً انسان كامل يعني انساني كه خيرش به خلق خدا برسد، انسانيت يعني خير رساندن به خلق. الآن هم در مكتب‌هاي فرنگي وقتي مي‌گويند انسانيت و انسان‌گرايي، مقصودشان همين خدمت به مردم و مهر و محبت به مردم است. مجلات و جرايد ما هم وقتي مي‌گويند فلان چيز انساني است يا انساني نيست جز اين قصد نمي‌كنند. وقتي مي‌گويند فلان چيز انساني است يعني از نظر خلق خدا خير خواهانه است و انساني نيست يعني به نفع مردم نيست. بنابراين از نظر اينها انسانيت جز خدمت به خلق مردم و خلق خدا چيز ديگري نيست.

 گاهي در بين شعراي ما هم تعبيرات مبالغه‌آميزي شده است. مثلاً سعدي مي‌گويد:

عبادت به جز خدمت خلق نيست          به تسبيح و سجاده و دلق نيست

البته سعدي در اينجا منظور ديگري دارد و منظور او آن عده از متصوفه است كه كارشان فقط تسبيح و سجاده و دلق درويشي پوشيدن است و اساساً از كارهاي خيرخواهانه چيزي سرشان نمي‌شود.

به نظر برخي ديگر، در دنيا فقط يك بدي وجود دارد و آن مردم آزاري است و يك خوبي وجود دارد و آن احسان و مهرباني با خلق خداست6.

 

اشكالات مكتب محبت

دو ايراد بر آن وارد است: يكي اين كه محبت را تنها ارزش مي‌داند و ديگر اين كه محبت را نهايت انسانيت به حساب مي‌آورد. به عبارت ديگر اين مكتب آخرين سير انسانيت را خدمت و محبت و مهرباني مي‌داند ولي اسلام اين را قبول نمي‌كند، اسلام محبت و خدمت به خلق را مي‌پذيرد و ستايش مي‌كند و آن را يك ارزش مي‌داند اما ارزشي كه در اول راه است نه در پايان راه. آخر مسير به خدمت به خلق منتهي نمي‌شود اول از آنجا بايد شروع كرد ولي هدف اصلي چيز ديگر است. هدف و مقصود از محبت و خدمت به مردم مقدمه قرب الهي و رسيدن به مقام قرب خداوند است.

 

قرآن چشمه سار مهر الهى

كتاب خدا در بسيارى از آيات از وجود ذى‏جود خود تعبير به مهر و رحمت مى‏كند كه براى نمونه به سه آيه اشاره مى‌شود:

«. . . مَا كَانَ حَدِيثاً يُفْتَرَى وَلكِن تَصْدِيقَ الَّذِى بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ كُلِّ شَى‏ءٍ وَهُدىً وَرَحْمَةً لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »7  . . . [ قرآن ] سخنى نيست كه به دروغ بافته شده باشد، بلكه تصديق كننده كتاب‏هاى آسمانى پيش از خود است و بيان‏گر هر چيز است و براى مردمى كه ايمان دارند، سراسر هدايت و رحمت است.

« يَا أيُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَ شِفَاءٌ لِمَا فِى الصُّدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ»8 اى مردم ! يقيناً از سوى پروردگارتان براى شما پند و موعظه‏اى آمده، و شفا است براى آنچه [ازبيمارى‏هاى اعتقادى و اخلاقى] در سينه‏هاست، و سراسر هدايت و رحمتى است براى مؤمنان.

«. . . . هذَا بَصَائِرُ مِن رَبِّكُمْ وَهُدىً وَ رَحْمَةٌ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ »9 . . . . اين قرآن دلايلى روشن از سوى پروردگار شماست و براى گروهى كه ايمان مى‏آورند، سراسر هدايت و رحمت است.

 

قرآن درياى مهر خدا به انسان

خداى مهربان، رشد و كمال و تربيت و ايمان و اعتقاد صحيح و اخلاق حسنه را به وسيله قرآن مجيد و توضيحاتى كه پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) در حريم آيات آن دارند عطا مى‏كند. در صورتى كه انسان پذيرش نشان دهد و خردورزى نمايد و انصاف به ميدان آورد و اگر انسان در سايه قرآن به مرتبه رشد و كمال و به فضاى تربيت معنوى برسد و از ايمان و اخلاق و روش پسنديده برخوردار گردد، مصداق عنوان «محسن» مى‏گردد و محسن در اصطلاح قرآن، انسانى است كه از طرفى مورد مهر و عشق خدا و از طرف ديگر سزاوار رحمت بى‏نهايت حق است كه بهشت جاويد و رضوان الهى از جلوه‏هاى آن رحمت بى‏نهايت است:

« . . . وَ اللّه‏ُ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ »10 . . . . و خدا نيكوكاران را دوست دارد.

« . . . . إِنَّ رَحْمَةَ اللّه‏ِ قَرِيبٌ مِنَ الُْمحْسِنِينَ »11 . . . . كه يقيناً رحمت خدا به نيكوكاران نزديك است.

قرآن درياى بى‏ساحل مهر و محبّت خدا به انسان است، از مرحوم علامه طباطبايى صاحب « تفسير الميزان » پرسيدند: تفسير قرآن از ابتداى شروع تفسير تا اين زمان از نظر علمى و كشف حقايق آيات به كجا رسيده است؟ آن فرزانه فرموده بود: اگر همه ما مفسران12 قرآن با تفسيرهايمان يك جا گرد آييم، در عدم آگاهى نسبت به حقايق قرآن مانند اين است كه تا لب دريا آمده و هنوز موفق به ورود به اين دريا نشده‏ايم و از محتويات آن بى‏خبريم!

صاحب « فتوحات مكّيه » در بخش مربوط به قرآنش روايتي از پيامبر صلي الله عليه و آله نقل مى‏كند كه بيانگر اين معناست كه حقيقتاً قرآن درياى بى‏ساحل است:

« يَأْتى القُرْآنُ يَوْمَ القِيَامَةِ بِكْراً »13 قرآن در قيامت بكر و دستنخورده وارد محشر مى‏شود.

 در عين حال اگر انسان بتواند به طهارت عقل و نيّت و اخلاق و عمل بويژه به طهارت قلب آراسته شود، توفيق مى‏يابد كه به سبب آن پاكي، به بخشى از حقايق قرآن مجيد برسد چنان كه خود قرآن به اين معنا توجه مى‏دهد: « لاَ يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ »14 جز پاك شدگان به [حقايق و اسرار و لطايف] آن دسترسى ندارند.  

 

مهرورزى ، توصيه اسلام

مهر ورزيدن به خود و ديگران، فرمان سعادت‏بخش حضرت حق و همه پيامبران خصوصاً پيامبر با كرامت اسلام و امامان بعد از حضرتش به همه مردم و به تمام جهانيان است. مهرورزى و رحم به خود و ديگران زمينه تجلى رحمت حق به انسان و مهر خداوندى به آدمى است. قرآن مجيد مى‏فرمايد: يكى از صفات اهل ايمان مهر و محبّت و سفارش به صبر و رحمت و مهرورزى به يكديگر است:

« ثُمَّ كَانَ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ وَتَوَاصَوْا بِالْمَرْحَمَةِ »15 علاوه بر انجام اين [تكاليف]، از كسانى باشد كه ايمان آورده‏اند و يكديگر را به صبر و مهربانى سفارش كرده‏اند.

روايات در رابطه با مهر و محبّت و اين كه به خود و ديگران محبّت ورزيد و رحمت آريد مطالبى مهم و آموزنده دارند:

رسول اسلام صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد:

« الرَّاحِمُون يَرحَمُهُم الرّحمنُ تَبارَكَ وَ تَعَالى إرحَمُوا مَن فِى الأرضِ يَرحَمْكُم مَن فِى السَّماءِ»16 خداى مهربان به مهرورزان مهر مى‏ورزد، به همه اهل زمين محبّت كنيد تا خدا به شما محبّت نمايد.

« وَ الَّذِى نَفسِى بِيَدِهِ لاَ يَدخُلُ الجَنَّةَ إلاّ رَحِيمٌ ، قالُوا : كُلُّنا رحيمٌ قَالَ : لاَ حَتّى تَرحَمَ العامَةَ»17 سوگند به خدايى كه جانم در دست قدرت اوست جز انسان مهربان وارد بهشت نمى‏شود، گفتند: همه ما مهربانيم، فرمود: نه تا به همه مهربانى نورزيد نمى‏توان گفت مهربانيد.

در روايتى از حضرت علي عليه السلام نقل است:

« إرحَم تُرحَم »18 مهر و محبّت ورز تا مورد مهر و محبّت قرار گيرى.

 

تعاليم سرشار از مهر قرآن

وجود مبارك حضرت حق، رحمت و مهر بى‏نهايت است و رحمت و مهرش ملك و ملكوت و غيب و شهادت و ظاهر و باطن و حاضر و غايب را فرا گرفته است:

« اللّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَى‏ءٍ »19 .

از آثار رحمت او كه در رأس همه آثار و عنايات و الطاف اوست و چيزى از نظر ارزش و قيمت معادل آن نيست، قرآن مجيد است:

« تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْحَكِيمِ * هُدىً وَرَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِينَ »20 اين آيات [با عظمتِ] كتاب محكم و استوار است * كه سراسر هدايت و رحمتى است براى نيكوكاران. اين قرآن رحمت از سوى خداى رحمت بر قلب حضرت رحمة للعالمين نازل شد تا با زبانى ليّن و نرم و بيانى پر مهر و گرم بر مردم بخواند و معانى‏اش را به آنان تعليم دهد تا مردم هم با تسليم شدن به مقام نبوت و تعاليم وحى و كرنش و بندگى در پيشگاه خدا مطلع الفجر ارزش‏ها شوند و وجودشان در سايه رحمت خداوندي و قرآن و پيامبر صلي الله عليه و آله، منبع رحمت و مهر و عشق و عاطفه گردد:

«. . . رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ . . .»21 . . . . در ميان خودشان با يكديگر مهربانند . . .

آرى؛ با كمك نبوت و وحى و توفيق خاص حق از چنان معرفتى برخوردار گردند كه قلبشان خانه و كاشانه: « . . . أَشَدُّ حُبَّاً للّه‏ِِ . . . »22 و از عرش پاك قلبشان مهر و محبتشان نسبت به خدا شديدترين مهر و محبّت رخ نمايد و موج پرارزش آن متوجه پيامبران و امامان و سپس مؤمنان و پدر و مادر و زن و فرزند و اقوام و خويشان و ساير خلق خدا گردد و در صورت زمينه داشتن، موج محبتشان نسبت به همه انسان‏ها فراگير گردد چنان‌كه به حضرت عيسى عليه السلام وحى شد كه چون شمس به همگان بتابد و شعاع مهر و محبتش را نسبت به همه فراگير قرار دهد23 . خورشيد وقتى طلوع مى‏كند از پهن كردن شعاع نورش دريغ نمى‏ورزد و خانه و دشت و بوستان و كوير را فرامي‌گيرد و هيچ موجودى از بهره بردن از نورش استثنا نمى‏كند، مؤمن هم مثل خورشيد بايد بر همه بتابد و فوايدش را به همه برساند و نسبت به كسى در رسانيدن مهر و محبتش دريغ نورزد.

 

بسم اللّه‏، جلوه محبت خداوند

انسان اگر همه امور زندگى و به ويژه حالات و جهات معنوى و باطنى و به خصوص روش مهرورزى و محبّت به ديگران را از خداوند رحمان و رحيم و پيامبران و امامان اخذ كند ، به يقين منبعى از پاكى و دوستى و صدق و صداقت و عشق و مهرورزى و نيكى و احسان خواهد شد، در اين زمينه شناخت و كسب معرفت نسبت به صفات و اسماى حضرت حق و روش زندگى پيامبران و امامان ضرورى است و پس از حصول معرفت بايد از طريق تمرين و ممارست عملى، آن حقايق شناخته شده را در خود تحقق بخشيد تا همگان از وجود او بهره‏مند گردند و سعادت دنيا و آخرت او و ديگران تأمين شود.

در قرآن آيه شريفه بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ صد و چهارده بار تكرار شده است، آيا يكى از هدف‌هاي اين تكرار درس دادن به انسان نيست كه بر او لازم است وجودش را جايگاه طلوع مهر و مهربانى و عشق و محبّت‏ورزى قرار دهد؟ كلمه « رحمان » صيغه مبالغه و به معناى دارنده رحمت فراگير و كلمه « رحيم » صفت مشبهه و به معناى دارنده مهر و محبّت هميشگى و ابدى است. مرحوم فيض كاشانى مى‏گويد : رحمت رحمانيه ، فراگير نسبت به همه موجودات و شامل همه نعمت‏هاست و اما رحمت رحيميه به معناى عنايت كردن توفيق در دنيا و دين به مؤمنان و دعوت نمودن از كافران به ايمان و آيين است24.

 

جلوه‌هاي محبّت خداوند

نزول قرآن مجيد بر قلب ملكوتى پيامبر با آيه شريفه بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ كه نمودار مهر و محبّت و عشق و رحمت خداست، شروع شد و در آن سخن از رحمانيّت خداست كه همه هستى رشحه‏اى از ظهور آن است:

« الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَى * لَهُ مَا فِى السَّماوَاتِ وَ مَا فِى الْأََرْضِ وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ مَا تَحْتَ الثَرَى»25 خداى رحمان بر تخت فرمانروايى و تدبير امور آفرينش چيره و مسلّط است * آنچه در آسمان‏ها و زمين و آنچه ميان آن دو و آنچه زير زمين است، فقط در سيطره مالكيّت و فرمانروايى اوست.

بهشت جلوه‏اى تام از آن حقيقت مى‏باشد:

« إِلاَّ مَن تَابَ وَآمَنَ وَ عَمِلَ صَالِحاً فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَ لاَ يُظْلَمُونَ شَيْئاً * جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِى وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبَادَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّهُ كَانَ وَعْدُهُ مَأْتِيّاً »26 مگر آنان كه توبه كرده و ايمان آورده و كار شايسته انجام داده‏اند، پس آنان به بهشت درآيند و ذرّه‏اى مورد ستم قرار نمى‏گيرند * بهشت‏هاى جاويدى كه خداى رحمان به بندگانش وعده داده در حالى كه اكنون از نظرها پنهان است، يقيناً وعده خدا آمدنى است.

بازگشت اهل تقوا در محشر به آن است:

« يَوْمَ نحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً »27 [ياد كن] روزى را كه پرهيزكاران را به ضيافت و ميهمانى خداى رحمان گرد مى‏آوريم.

پديده با عظمت شفاعت ظهورى از آن واقعيت (يعني رحمت و لطف و مهرورزي خداوند) است:

« يَوْمَئِذٍ لاَّ تَنفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَرَضِى لَهُ قَوْلاً »28 در آن روز شفاعت كسى سودى ندهد مگر آن كه خداى رحمان به او اذن دهد و گفتارش را [در مورد شفاعت از ديگران] بپسندد. همچنين در آيه شريفه بِسْمِ اللّه‏ِ سخن از رحيميت خداست كه هر رزق حلالى و هر گذشت و لطفى جلوه‏اى از آن است:

« فَكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلاَلاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللّه‏َ إِنَّ اللّه‏َ غَفُورٌ رَحِيمٌ »29 آنچه از غنيمت جنگ گرفته‏ايد، حلال و پاكيزه بخوريد و از خدا پروا كنيد؛ يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

« . . . مَا عَلَى الُْمحْسِنِينَ مِن سَبِيلٍ وَ اللّه‏ُ غَفُورٌ رَحِيمٌ »30 . . . بر نيكوكاران [معذور] هيچ مؤاخذه و سرزنشى نيست، و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

راه ورود به رحمت خاص الهى است:

 « . . . سَيُدْخِلُهُمُ اللّه‏ُ فِى رَحْمَتِهِ إِنَّ اللّه‏َ غَفُورٌ رَحِيمٌ »31 . . . . به زودى خدا آنان را در رحمتش در آورد؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

موجب پذيرش توبه و پذيرش صدقات است:

« أَلَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللّه‏َ هُوَ يَقْبَلُ التَّوبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَ يَأْخُذُ الْصَّدَقَاتِ وَ أَنَّ اللّه‏َ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ » آيا نداسته‏اند كه فقط خداست كه از بندگانش توبه را مى‏پذيرد و صدقات را دريافت مى‏كند؟ و يقيناً خداست كه بسيار توبه‏پذير و مهربان است.

راه نجات از نفس اماره مى‏باشد:

« وَ مَا أُبَرِّئُ نَفْسِى إِنَّ النَّفْسَ لَأمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّى إِنَّ رَبِّى غَفُورٌ رَّحِيمٌ »32  من خود را از گناه تبرئه نمى‏كنم؛ زيرا نفس طغيان‌گر بسيار به بدى فرمان مى‏دهد مگر زمانى كه پروردگارم رحم كند؛ زيرا پروردگارم بسيار آمرزنده و مهربان است.

موجب ايجاد ابزار زندگى است:

« وَ تَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُوا بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الْأنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ »33 و بارهاى سنگين شما را تا شهرى كه جز با دشوارى و مشقت به آن نمى‏رسيد، حمل مى‏كنند؛ يقيناً پروردگارتان رئوف و بسيار مهربان است.

نعمت‏هاى بى‏شمار و نزول قرآن جلوه‏اى از آن است:

« وَ إِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّه‏َ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّه‏َ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ »34 و اگر نعمت هاى خدا را شماره كنيد، هرگز نمى‏توانيد آن‏ها را به شمار آوريد؛ يقيناً خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.

« تَنزِيلَ الْعَزِيْزِ الرَّحِيمِ »35  قرآن نازل شده تواناى شكست‏ناپذير و مهربان است.

پايان قرآن مجيد هم با سوره‏اى است كه ابتدايش آيه بِسْمِ اللّه‏ِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ و محتوايش دعوت مردم براى پناه بردن به رب ناس، پادشاه ناس و معبود ناس است كه لطف و مهر و رحمتش نسبت به ناس بى‏نهايت و بى‏پايان است. اگر انسان به وسيله قرآن تربيت شود و قلبش جلوه‏گاه آيات كتاب خدا گردد، بى‏ترديد منبعى از مهر و محبّت و عاطفه و دل سوزى مى‏شود.

نكته‏اى كه بسيار مهم است و در اين اينجا شايسته است مورد توجه قرار گيرد، اين است كه ما اهل ايمان شبانه روز در ده ركعت نماز از نمازهاى يوميه بيست بار خداوند را به دو صفت رحمن و رحيم مى‏خوانيم، اين دو صفت فقط براى قرائت با زبان معين نشده است، بلكه نمازگزار با تكيه به عنايت و لطف حق بايد قلب خود را از راه نماز كه منبع فيض و انرژى است به مهر و رحمت بيارايد و آن را در همه امور مثبت براى ديگران به خاطر خدا و جلب خشنودى او صرف كند تا از اين راه به پاداش و ثواب دنيوي و اخروي برسد و درونش هم‌چون حضرت رسول صلي الله عليه و آله  رئوف و رحيم بر اهل ايمان36  آراسته شود و متخلق به اخلاق الهي گردد.

 

جايگاه مهر و محبّت  

مهر و محبّت مايه و سرمايه‏اى است كه جايگاهش، قلبى است كه در معارف الهيه از آن تعبير به بيت اللّه‏ و حرم اللّه‏ و عرش اللّه‏ شده است، قلبى كه همه ارزش انسان به اعتبار محتويات مثبت و نورانى آن است، قلبى كه افق طلوع ايمان و يقين و عشق به حق و مهرورزى نسبت به خلق خداست، قلبى كه صاحبش از آن مراقبت و مواظبت نموده و از اين كه جايگاه رذايل شود حفظش كرده و آن را به صلاح و سواد آراسته و فضاى آن را شايسته جلوه فيوضات حضرت فيّاض نموده است. قلب خالى از حالات مثبت و محروم از مايه مهر و محبّت بنا به نظر اولياى حق، صاحبش موجودى بى‏منفعت و وجودى فاقد ارزش است.

رسول خدا صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد:

« إذَا طَابَ قَلْبُ الْمَرْءِ طَابَ جَسَدُهُ وَ إذَا خَبُثَ الْقَلْبُ خَبُثَ جَسَدُهُ »37  هنگامى كه قلب انسان از همه رذايل پاك باشد، حركات بدن و اعضا و جوارحش پاك خواهد بود و چون قلب آلوده باشد جسد و حركات اعضا و جوارحش آلوده خواهد بود. و نيز از آن حضرت در روايتى آمده است:

« إنَّ للّه‏ِِ تَعَالى فِى الْأرْضِ أوَانِىَ أَلا وَ هِىَ الْقُلُوب فَأحَبُّهَا إلَى اللّه‏ِ أَرَقُّهَا وَ أصْفَاهَا وَ أَصْلَبُهَا ، أَرَقُّهَا لِلإخوانِ وَ أَصْفَاهَا مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَصْلَبُهَا فِى ذَاتِ اللّه‏ِ »38  براى خدا در زمين ظرف‏هايى است، آگاه باشيد كه آن ظرف‏ها قلب‏هاست محبوب‏ترين آن ظرف‏ها در پيشگاه خدا مهربان‏ترين و صاف‏ترين و سخت‏ترين آن‏هاست، مهربان‏ترينش نسبت به برادران انسانى و ايمانى، صاف‏ترينش از گناهان و سخت‏ترينش در استقامت و پايدارى در راه خدا.

پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله در بيانى پر ارزش مى‏فرمايد:

« إنَّ اللّه‏َ تَبَارَكَ وَ تَعالَى لاَ يَنْظُرُ إلى صُوَرِكُمْ وَ لاَ إلى أمْوَالِكُمْ وَ لَكِنْ يَنْظُرُ إلى قُلُوبِكُمْ وَ أعمَالِكُم »39  خداى تبارك و تعالى نه به ظاهر شما مى‏نگرد و نه به ثروت و اموالتان، بلكه به قلوب شما و اعمالتان نظر مى‏كند.

حضرت مولى الموحدين مي‌فرمايد: 

« عِظَمُ الْجَسَدِ وَ طُولُهُ لاَ يَنْفَعُ إذا كَانَ الْقَلْبُ خَاوِياً »40  بزرگى و بلندى بدن در صورتى كه قلب خالى از حقايق و حالات مثبت باشد سودى نمى‏دهد.

بر پايه آيات و روايات، قلب در وجود انسان از موقعيت ويژه‏اى برخوردار است تا جايى كه صلاح و فساد و پاكى و ناپاكى انسان در ارتباط با حالات اين مركز حساس و اين سرمايه ملكوتى و عنصر عرشى است.

پاره‏اى از حركات و امور انسان ريشه در عشق و محبّت فراوان او نسبت به خلق خدا دارد كه لازم است انسان، قدردان اين عشق و محبّت باشد و خدا را نسبت به اين نعمت معنوى سپاس‏گزارى كند، به عنوان مثال، فرد از مسيرى گذر مى‏كند، مى‏بيند در راه رفت و آمد مردم سنگ و يا شى‏ء آزار دهنده‏اى وجود دارد، بدون آن كه وضع و شخصيت خود را ملاحظه كند، براى آن كه انسان و يا جاندارى در عبور و مرورش از اين مسير صدمه نبيند، راه را از آن اشياء مضر پاكسازي مى‏كند. يا به عيادت بيمارى مى‏رود و . . . اين‏ها امورى است كه محرك انجامش ، خمير مايه و سرمايه‏اى چون محبّت و عشق و مهرورزي به ديگران است كه جز قلب جايگاهى ندارد، آن هم قلبى كه به حيات معنوى و فيوضات الهى و بركات آسمانى و نور ايمانى زنده است. پيامبر بزرگ اسلام صلي الله عليه و آله اين گونه امور را كه ريشه در محبّت و عشق انسان به ديگران دارد، عملى انسانى و اخلاقى و مساوى با صدقه دادن در راه خدا دانسته است:

« إنَّ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ فِى كُلِّ يَوْمٍ صَدَقَةً قَالوا: وَمَنْ يُطِيقُ هَذَا؟ قال: إمَاطَتُكَ الأَذى عَنِ الطَّرِيقِ صَدَقَةٌ وَإِرشادُكَ الطَّريق صَدَقَةٌ وَعَيَادَةُ الْمَرِيضِ صَدَقَةٌ وَاتِّبَاعُ الجنَازَةِ صَدٌقَةٌ وَأمْرُكَ بِالمَعْرُوفِ صَدَقَةٌ وَنَهْيُكَ عَنِ الْمُنْكَرِ صَدَقَةٌ وَرَدُّكَ السَّلاَمُ صَدَقَةٌ »41  بى‏ترديد هر روز بر عهده هر مسلمانى صدقه دادن لازم است، گفتند: چه كسى مى‏تواند هر روز صدقه بپردازد؟ فرمود: جاده و راه را از اشياى آزار دهنده مردم پاك كنى صدقه است، راهى را به كسى كه دنبالش مى‏گردد نشان دهى صدقه است، بيمارى را عيادت كنى صدقه است، جنازه‏اى را تشييع نمايى صدقه است، مردم را به كارهاى پسنديده وادار كنى و از كارهاى ناپسند بازدارى صدقه است و پاسخ سلام ديگران را بدهى صدقه است.

درباره مهرورزى مردم روى زمين نسبت به يكديگر در روايتي از حضرت امام كاظم عليه السلام نقل است: « إنَّ أَهْلَ الْأرْضِ لَمَرْحُوُونَ مَا تَحَابُّوا وَ أَدُّوا الاْءَمَانَةَ وَ عَمِلُوا بِالحَقِّ »42  بى‏ترديد اهل زمين مورد مهر و رحمت‏اند چون به يكديگر محبّت ورزند و امانت را به صاحبش برگردانند و حق را در همه زمينه‏ها به كار بندند.

از رسول خدا صلي الله عليه و آله روايت شده است كه خداى عزّوجلّ مى‏فرمايد: « حَقَّتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَحَابِّينَ فِىَّ وَ حَقَّتْ مَحَبَّتِى لِلْمُتَزَاوِرِينَ فِىَّ »43  مهر و محبتم سزوار كسانى است كه به يكديگر به خاطر من مهر مى‏ورزند و عشق و محبتم شايسته كسانى است كه براى من به ديدار يكديگر مى‏روند.

 

  توجه به مهرورزى

پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله در روايتى مردم را براى حل مشكلاتشان به سوى كساني راهنمايي مي‌كند كه به مهر و محبّت آراسته‌اند:

« اُطْلُبُوا الْحَوائِجَ إلى ذِى الرَّحْمَةِ مِنْ أُمَّتِى تُرْزَقُوا وَ تَنْجَحُوا فَانَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ : رَحْمَتى فِى ذِى الرَّحْمَةِ مِنْ عِبَادِى وَ لاَ تَطْلُبُوا الْحَوائِجَ عِنْدَ القاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ فَلاَ تُرْزَقُوا وَ لاَ تَنْجَحُوا فَإنَّ اللّه‏َ عَزَّوَجَلَّ يَقُولُ : إِنَّ سَخَطِى فِيْهِمْ »44  نيازمندى‏ها و حوائج خود را در ميان امت من از آراستگان به مهر و محبّت بخواهيد تا به رزق و روزى دست يابيد و كامياب و رستگار شويد، زيرا خداى عزّوجلّ مى‏فرمايد: مهر و رحمت من در ميان بندگانم نزد آراستگان به مهر و رحمت است، نيازمندى‏ها و حوائج خود را از سنگدلان مخواهيد كه به رزق و روزى نرسيد و كامياب نگرديد، زيرا خداى عزّوجلّ مى‏گويد: خشم و غضب من در آنان است.

سنگدلى و بى‏رحمى به اندازه‏اى مورد نفرت خدا و اولياى اوست كه آن را از سنگين‏ترين و بزرگ‏ترين عقوبت‏هاى حق شمرده‏اند. حضرت امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد:

« مَا ضُرِبَ عَبْدٌ بِعُقُوبَةٍ أعْظَمَ مِنْ قَسْوَةِ الْقَلْبِ »45  كيفرى بزرگ‏تر از سنگدلى براى عبد مقرر نشده است.

همان طور كه كيفرى براى عبد بزرگ‏تر از سنگدلى نيست و اين سنگدلى مايه و ريشه عذاب الهى در قيامت است، نعمت و عنايتى براى عبد، عظيم‏تر از رقّت قلب و مهر و مهرورزى و عشق و عاطفه نيست، مهر و رقتى كه مايه و ريشه رحمت الهى و سبب به دست آوردن بهشت ابد و لطف سرمد در قيامت است.

 

مهرورزى با مخالف و معاند

دين مقدس اسلام، بر مهرورزى سفارش بسياري دارد، زيرا مهر و محبّت از امور ديگر بيش‏تر و سريع‏تر مؤثر واقع مي‌شود. اسلام اجازه نمى‏دهد كه انسان مهر و محبتش را از ديگران گرچه هم كيش و هم رنگ او نيستند دريغ بورزد.

امام صادق عليه السلام در حالى كه سوار بر مركب جانب مدينه در حركت بودند و هوا به شدت گرم بود، چشم مباركشان به شخصى افتاد كه در گرماى سخت از تشنگى روى زمين افتاده، بيم مرگش مى‏رفت، به يكي از يارانش كه آب در اختيار داشت فرمودند به سوى او شتاب و او را سيراب كن، عرضه داشت او را مى‏شناسم، از مسيحيان مدينه است، چه نيازى است كه به فرياد او برسيم! حضرت فرمود: من به دين او كار ندارم، او تشنه‏اى در حال مرگ است كه بر ما لازم است به او يارى دهيم، به سرعت به او آب برسان تا از اين حالت نجات يابد46 . 

ما بايد نسبت به قلب خود در مسأله مهر و محبّت در حدى كار كنيم كه تبديل به دريايى از عشق و محبّت شويم و با كمال شوق و اشتياق، همگان را در همه امور زندگى مثبت از مهر و محبّت خود سيراب سازيم. پيامبران خدا رفتار و زبانشان براى تبليغ دين، كردار و زبانى همراه با مهر و محبّت بود، روش محبّت‏آميزشان و سعه صدري كه در اين راه مصروف مي‌داشتند، مردم را به دين الهي مجذوب مى‏ساخت.

خداوند در قرآن به بندگانش پيشنهاد با ارزشى داده است كه يكديگر را دوست بدارند، كه: دوست اگر هزار نفر باشد كم است و دشمن اگر يك نفر باشد زياد است.

اهل ايمان نبايد ميان خود دشمني ورزند و اگر افرادى با هم دشمن‏اند لازم است اين پيشنهاد معنوى اسلام را به كار بندند تا كينه‏توزي به مهرورزي بدل شود:

« وَ لاَ تَسْتَوِى الْحَسَنَةُ وَ لاَ الْسَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِى هِىَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِى بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَدَاوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِىٌّ حَمِيمٌ »47  نيكى و بدى يكسان نيست. بدى را با بهترين شيوه دفع كن؛ [با اين برخورد متين و نيك] ناگاه كسى كه ميان تو و او دشمنى است [چنان شود] كه گويى دوستى نزديك و صميمى است.

 

مبارزه با بى‏مهرى

ممكن است گفته شود كه دين خدا، جز محبّت چيزى نيست، چنان كه گفته‏اند: « هَلْ الدِّينُ إلاّ الْحُبّ »48  و در آن به اندازه‏اى كه سفارش به محبّت و مهرورزى شده است، در هيچ فرهنگى به آن سفارش نشده است، پس چرا از برنامه‏هاى اصولى اين دين جنگ است؟

پاسخ اين است كه برخورد اوليه همه پيامبران به ويژه رسول مكرم اسلام صلي الله عليه و آله با دشمنان برخورد تبليغى و فرهنگى آن هم بر پايه مهر و محبّت بوده است. وظيفه رسولان الهى بشارت به نتايج كارهاى مثبت و هشدار به عاقبت زيان‏بار كارهاى منفى بود. آنان با مردم سر جنگ و ستيز نداشتند و طبيبانه برخورد مى‏كردند تا مردم از بيمارى‏هاى معنوى رهايى يابند و عاشقانه عمل مى‏كردند تا مردم دچار عذاب قيامت و بلاهاى دنيايى نگردند.

اما هواپرستان متعصب و شهوت‏رانان بى‏قيد و بند و خفاش صفتاني كه تحمل نورحقايق را نداشتند و زندگى را تنها بر محور شكم و شهوت مى‏ديدند، براى خاموش كردن نداي هدايت‏گر انبياء خدا شروع به جنگ كردند و پيامبران هم به ناچار براى دفاع از خود و مؤمنان و حفظ دين به پاى خاستند. عقلى و شرعى نبود كه دشمن حمله كند و طرف مقابلش دست روى دست بگذارد تا دشمن هر چه مى‏خواهد انجام دهد.

علاوه بر اين، پيامبران در برخورد با دشمن، اصولي را ارائه كردند كه نشان از مهرورزى آنان به انسان و عشق آنان به نجات بشر از هلاكت ابدى بود.

بنابراين جنگ در دين خدا بر اساس حفظ نفوس محترمه و اموال و نواميس مردم و حراست از ارزش‏ها و ابلاغ فرهنگ سعادت‏بخش حق و رياضت دادن به نفس براى تزكيه و تربيت است و بر مجاهد واجب است نيّت خود را براى خدا خالص گرداند و هدفش فقط اطاعت از خدا و بندگى او باشد و سعى كند در هنگام جنگ همه خواسته‏هاى حق را رعايت كند و از كم‏ترين ستمى به دشمن و كار ناحقى نسبت به طرف مقابل بپرهيزد و بر مجاهدان است كه اگر دشمن درخواست امان كند چنانچه زمينه فراهم باشد، او را امان دهند و از وى با محبّت بخواهند كه اسلام را با آزادى و اختيار بپذيرند و اگر نپذيرفتند از كم‏ترين اجبار نسبت به آنان براى پذيرش دين امتناع ورزند.

 

رابطه مهرورزی با وحدت

وحدت و يكپارچگى مسلمانان و لزوم اتحاد و اتفاق كلمه ميان ايشان بلكه ضرورت توحيد كلمه بر محور كلمه توحيد براى همه موحدان و خداپرستان روى زمين، از تعاليم و آموزش‌هاى اساسى دين اسلام و از اصول و مباني فرهنگ قرآنى است. بر همين اساس، قرآن كريم يكى از عمده‌‏ترين و سازنده‌‏ترين اهداف رسالت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را تأليف قلوب و ايجاد انس و تفاهم به جاى خصومت و دشمنى بيان مى‏دارد و اگر كسى در تاريخ، به ديده عبرت بنگرد اين معنى را از شاهكارهاى رسالت رسول اعظم‏ صلى الله عليه و آله مى‏يابد:

« وَ اعْتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَميعاً وَ لاتَفَرَّقوا »49  همگى به حبل و رشته خداوندى چنگ بزنيد و پراكنده نگرديد.

بعد از رحلت پيامبر عظيم ‏مكرم اسلام اوصياى معصوم او (ع) كوشيدند تا آن وحدت و يكپارچگى را حفظ كنند و آنان از حقوق شخصى خويش چشم پوشيدند و در طول تاريخ، دانشمندان مصلح و همه تلاشگران راستين انسانيت، هم خودشان از عوامل اختلاف و تجزيه گريختند و از دامن زدن به آتش خصومت ‏بين مسلمانان، بركنار زيستند و هم ديگران را به اتحاد و تفاهم فراخواندند.

  ما مسلمانان به اين آيه زيباى قرآن، بيشتر بايد بينديشيم: 

« فَتَقَطَّعوا أمرَهُم بَينَهُم زبرا كل حزب بمالديهم فرحون‏»50  اهل كتاب و پيروان اديان آسمانى و اتباع رسولان الهى، گروه، گروه شدند، ضد و دشمن هم گشتند و هر يك به آنچه نزد اوست‏ خرسند و شادمان گرديدند.

 طرح انديشه «وحدت جهان اسلام‏» يكى از دل‌مشغولي‌هاى فكرى ديرينه و اساسى حضرت امام (ره) بود كه او در طول دوران فعاليت اجتماعى ـ سياسى خود چه قبل از پيروزى «انقلاب‏» اسلامى و چه بعد از آن لحظه‌‏اى از آن غفلت نورزيد. وفادارى صادقانه امام به «وحدت‏» نه تنها او را به برجسته‏‌ترين شخصيت انقلابى جهان اسلام تبديل نمود، بلكه او توانست در ميان فرقه‌‏هاى مختلف اسلامى نيز جايگاه بس رفيعى كسب نمايد. 

استراتژى مبارزاتى امام (ره)، درجهت ايجاد بستر و شرايط لازم براى تحقق وحدت و هميارى در جهان اسلام، اصولاً روى دو محور عمده تمركز يافته است:

«حركت فكرى ـ فرهنگى‏»  و «حركت‏ سياسى ـ عملى‏». امام (ره) با توجه به مراحل مبارزه، «تعليم وتربيت‏» سياسى را زيربناى حركت ‏سياسى دانسته و اولين وظيفه مردم را در تحقق و توسعه، امر «تبليغ‏» و «تعليم‏» قرار داده بود. در اين زمينه امام خميني (ره) فرموده‌اند:

«... وظيفه ما اين است كه از حالا براى پايه ‏ريزى يك دولت‏ حقه اسلامى كوشش كنيم، تبليغ كنيم، تعليمات بدهيم، هم‏فكر بسازيم، يك موج تبليغاتى و فكرى بوجود آوريم تا يك جريان اجتماعى‏ پديد آيد و كم ‏كم توده‌‌هاى آگاه، وظيفه‏ شناس و ديندار در نهضت ‏اسلامى متشكل شده قيام كنند و حكومت اسلامى تشكيل دهند. تبليغات و تعليمات دو فعاليت مهم و اساسى ماست ...‏».

امام خمينى (ره) به عمق نقش اجتماعات دينى چه در بُعد انديشه ‏سازى و چه در بُعد اجتماع ‏سازى به خوبى پى‏برده بود. او اجتماعات و مراسم دينى را صرفاً به منظور كاربرد تعليمى و آموزشى آن در مقولات فكرى، مورد تشويق قرار نمى‏دهد، بلكه مهم‏تر از آن به نقش اجتماع ‏سازى و شکل‌‏دهى روابط اجتماعى جديد از طريق گردهمايى‏ها و نيز آگاهى يافتن مسلمين از قدرت و نيروى ارادى و انسانى‏شان هم اشاره دارد.

به همين جهت است كه «روز قدس‏» به عنوان سمبل وحدت جهان اسلام كه پيام انقلابى و ضد استعمارى هم دارد از سوى ايشان در سطح جهان اسلام پيشنهاد گرديد و همچنين بزرگداشت «هفته وحدت‏» ميلاد حضرت رسول (ص) (از 12 ربيع الاول به روايت اهل تسنن تا 17 ربيع الاول به روايت اماميه) مورد حمايت ايشان قرار گرفت، چه اين‏كه از ديدگاه او روند وحدت بين مسلمين، ضرورت ايجاد سمبل‏ها و نهادهاى تازه‌‏اى را مى‏طلبد كه فراتر از زمان و مكان قرار دارد.

رهبر معظم انقلاب اسلامي در رابطه با هفته وحدت فرموده اند:

اگر امروز بشريت متوجه اين رحمت‏ بشود (رحمت وجود اسلام، رحمت تعاليم نبوى)، اين سرچشمه جوشان«وحدت» و آن را بيابد و خود را از آن سيراب كند، بزرگترين مشكل بشر برطرف خواهد شد. اگر چه همين امروز هم، تمدن‌هاى موجود عالم، بلاشك از تعاليم اسلام بهره ‏مند شده‌‏اند و بدون ترديد آنچه از صفات و روش‌هاى خوب و مفاهيم عالى در بين بشر وجود دارد، متخذ از اديان الهى و تعاليم انبياء و وحى آسمانى است و بخش عظيمى از آن، به اسلام متعلق است، ليكن امروز بشر به معنويت و صفا و معارف روشن و حق و دلپذير اسلام (كه هر دل با انصافى آن معارف را مى‏پذيرد و مى‏فهمد) نيازمند است. لذاست كه دعوت اسلامى در جهان، طرفدار پيدا كرده است و بسيارى از غير مسلمين هم دعوت اسلامى را پذيرفته‏اند.

 

 رابطه مهرورزی با وحدت در چیست ؟

با توجه به تعاریف و مطالب فوق می‌توان فهمید که مهرورزی و وحدت رابطه‌ای تنگا تنگ با یکدیگر دارند و هر یک به تنهایی مکمل دیگری می باشد. در جامعه کنونی ما و البته در هر جامعه‌ای اگر مهرورزی و وحدت با یکدیگر تلفیق شود می‌تواند هر حرکت عظیم و سرنوشت سازی را برای هدف‌های بزرگ به دنبال داشته باشد. جامعه ای که بر پایه این دو مهم بنا شود به کمالات ارزنده‌ای خواهد رسید.

 امام كاظم (ع) عليه السلام مي فرمايد: مهرورزي و دوستي با مردم، نصف عقل است.

انسانها اگر بتوانند بدون هیچ چشم‌داشت و توقعی همدیگر را دوست بدارند به درجات عالیه خواهند رسيد، چون تنها دوست داشتن بدون چون و چراست که انسان‌ها را از تمام تعلقات مادی جدا می‌کند و به سوی یک هدف نهایی رهنمون می‌سازد و خود به خود وحدت را در بین افراد به وجود می‌آورد . به امید آنکه بتوانیم وجودمان را به زینت مهر و دوستی آراسته کنیم و وحدت کلی برای رسیدن به درجات متعالی پیدا نماییم و سرزمين سرافرازمان ایران و تمام جوامع مسلمان نیز به این مهم دست پیدا کنند تا در کنار یکدیگر از تبادل اندیشه‌های و تفکرات صحیح به اوج و عروج جامعه اسلامی که همان روحانیت و کمال و قرب و رضوان الهی می‌باشد دست یابیم. ان شاء الله

 

نتيجه‌گيري و پيشنهادات

قبل از هر چيز شايسته است كه ارباب قلم و نويسندگان بزرگوار و گويندگان معزز ، مردم را با محبّت و عشق پروردگار نسبت به بندگان آشنا كنند. و درباره حضرت حق به گونه‌اي  تحرير نموده و سخن بر زبان جاري سازند كه مردم و به خصوص غافلان و بازماندگان از صراط مستقيم از رحمت و محبت الهي مأيوس و نااميد نگردند تا راه بازگشت آنها هموارتر گردد.

پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله مى‏فرمايد: روزى مردى گفت : به خدا سوگند خدا فلانى را نمى‏آمرزد، خداى عزّوجلّ فرمود: كيست آن كه سوگند خورد من فلانى را نمى‏آمرزم، بى‏ترديد فلانى را آمرزيدم و عمل سوگند خورده را به خاطر افترايى كه به من بست كه خدا فلانى را نمى‏آمرزد نابود كردم! كسى كه خدا را نسبت به بنده‏اش بى‏مهر و محبّت نشان دهد و راه رحمت او را بسته انگارد ، جريمه‏اش نابودى اعمال اوست.

اگر بخواهيم ما هم به عنوان جز كوچكي از هستي، رشحه‌اي از ظهور رحمانيت خدا باشيم،

اگر بخواهيم ما هم به بهشت كه جلوه‌اي از رحمت الهي است دست يابيم؛

اگر بخواهيم ما هم در صحراي محشر در زمره اهل تقوا و رستگاران باشيم؛

اگر بخواهيم ما هم از شفاعت مقربان درگاه احديت بهره‌مند شويم؛

اگر بخواهيم ما هم از رزق حلال و گذشت و لطف خداوندي جلوه‌اي نيز نصيب ما گردد؛

اگر مي‌خواهيم ما هم در درياي رحمت ويژه الهي داخل شويم؛

اگر مي‌خواهيم توبه و انابه‌ي ما و صدقات و انفاق‌ها مورد قبول و رضايت حق باشد؛

اگر مي‌خواهيم راه نجاتي از نفس اماره پيدا كنيم؛

اگر مي‌خواهيم خداوند ابزارهاي لازم زندگي را برايمان ايجاد و در اختيارمان قرار دهد؛

اگر مي‌خواهيم از شر بدي‌ها، شياطين و وسوسه‌هاي خناسان در امان باشيم؛

اگر مي‌خواهيم عداوت‌ها و كينه‌ها به دوستي و مهرباني تبديل شوند؛

اگر مي‌خواهيم قلب و دل ما «بيت الله» و «عرش الله» شود؛

بايد نسبت به هم، آن هم بر اساس آموخته‌هاي قرآن مجيد و پيامبر رحمت و خاندان مطهرش مهرورزي كنيم .

از محبت اتحاد و وحدت پديد مي‌آيد، زيرا محصول و نتيجه محبت اتحاد و يگانگي است، مهرورزي راستين و صادقانه با وحدت رابطه مستقيم دارد و از ابزارهاي بسيار مؤثر در ايجاد يگانگي و يكدلي و هم‌رنگي و وحدت مي‌باشد، كه بر ژرفاي جان‌ها نفوذ كرده و قلب‌ها را به تسخير خود در مي‌آورد.

اگر مي‌خواهيم تنها نباشيم و در جمع و اجتماع از مقبوليت لازم برخوردار شويم و خود و خانواده و جامعه‌ي ما از سلامت روحي و رواني شايسته و درخور بهره‌مند باشند و زمينه‌هاي آشفتگي اجتماعي از بين برود و يا به حداقل برسد، بايد از اكسير حيات بخش محبت و مهرورزي استفاده كنيم.

 

پي‌نويس‌ها

1. مولوي، به پيوست ضميمه مراجعه شود.

2 . سيماي اخلاق در آثار علامه حسن‌زاده آملي، ص15 و 16.

3. نخبه المواعظ، ص6.

4 . بانوي اصفهاني، ص264.

5 . هزارو يك نكته ، ج3 ، ص435

6 . انسان كامل، ص 287تا289

7 . سوره يوسف، آيه 111 .

8 . سوره يونس، آيه 57 .

9 . سوره الأعراف، آيه 203 .

10 . سوره آل عمران، آيه 134 و 148 و سوره المائده، آيه 93 .

11 . سوره الاعراف، آيه 56 .

12 . روزنامه‏ى« نداى حق» از قول علامه مجلسى نقل كرده بود: من تا زمان خودم كه اواسط قرن يازدهم هجرى شمسى است. از نزديك به بيست هزار نوع تفسير قرآن خبر گرفتم!

13 . فتوحات مكّيه ابن عربي.

14 . سوره الواقعه، آيه 79 .

15 . سوره البلد، آيه 17 .

16 . كنز العمال : حديث 5969 و ميزان الحكمة : 4/1994 .

17 . كنز العمال : حديث 5989 و ميزان الحكمة : 4/1996 .

18 . الأمالى، شيخ صدوق : 209 ، مجلس 37 ، حديث 9 ؛ بحار الأنوار : 71/396 ، باب 28 ، حديث 26 .

19 . دعاي كميل

20 . سوره لقمان، آيه 2و3 .

21 . سوره الفتح، آيه 29 .

22 . سوره البقره، آيه 165 .

23 . سوره المائده، آيه 114 .

24 . تفسير الصافى، فيض كاشاني.

25 . سوره طه، آيه 5 و 6 .

26 . سوره مريم، آيه 60 و 61 .

27 . سوره مريم، آيه 85 .

28 . سوره طه، آيه 109 .

29 . سوره الانفال، آيه 69 .

30 . سوره التوبه، آيه 91 .

31 . سوره التوبه، آيه 99 .

32 . سوره يوسف، آيه 53 .

33 . سوره النحل، آيه 7 .

34 . سوره النحل، آيه 18 .

35 . سوره يس، آيه 5 .

36 . سوره توبه، آيه 61  : « ... وَ رَحمةٌ لِلَّذين آمَنوا مِنكُم ...» .

37 . كنز العمال : 222 ؛ الخصال : 1/31 ، حديث 110 ؛ بحار الأنوار : 67/50 ، باب 44 ، حديث 6 

38 . كنز العمال : 1225 ؛ ميزان الحكمه : 10/4980 .

39 . الأمالى ، شيخ طوسى : 536 ، حديث 1162 ؛ بحار الأنوار : 74/90 ، باب 4 ، حديث 3 ؛ ميزان الحكمه 10/4980 .

40 . غرر الحكم : 67 ، حديث 913 .

41 . بحار الأنوار : 93/182 ، باب 21 ، حديث 30  .

42 . مشكاه الأنوار: 52 ، فصل4 ؛ بحار الأنوار: 72/117 ، باب 50 ، حديث18 ؛ مستدرك الوسائل: 14/7 ، باب 1 ، حديث15940.

43 . مستدرك الوسائل : 10/376 ، باب 77 ، حديث 12213 .

44 . ارشاد القلوب : 1/184 ، باب 51 .

45 . تحف العقول : 296 و  بحار الأنوار : 75/176 ، باب 22 .

46 . وسائل الشيعه : 2/50 .

47 . سوره فصلت،  آيه 34 .

48 . الخصال 1/21 ، حديث 74 ؛ بحار الأنوار : 66/237 ، باب 36 ، حديث 5 .

49 . سوره آل عمران، آيه 103 .

50 . سوره المؤ منون، آيه 53 .

 

منابع و مآخذ

1.      ابن عربي، محيي الدين، بي تا، فتوحات مكيه، دار احياء التراث العربي، دار الصادر، بيروت.

2.   بانوي اصفهاني، حاجيه خانم امين، 1360، اخلاق و راه سعادت، اقتباس و ترجمه طهاره الاعراق ابن مسكويه، تهران، نهضت زنان مسلمان.

3.   الحر عاملي، محمد بن حسن، 1391 ه‍ ق، وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه ج 2، تصحيح شيخ عبدالرحيم رباني شيرازي، دار احياء التراث العربي، بيروت، الطبعه الرابعه، بيست جلدي.

4.      حسن بن‌علي بن‌شعبه، مترجم بهراد جعفري،1381، تحف‌العقول، تهران، اسلاميه، چاپ‌اول. 

5.      حسن زاده آملي، حسن، هزار و يك نكته ج3 ، قم، دفتر تبليغات اسلامي، چاپ دوم.

6.       ديلمي، حسن بن ابي الحسن، ترجمه سيد عباس طباطبايي، ارشاد القلوب الي الصواب ج1، دفتر انتشارات اسلامي، قم.

7.      رسولي محلاتي، هاشم، 1378، غرر الحكم و درر الكلم موضوعي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي.

8.      ري شهري، محمد محمدي، 1367، ميزان الحكمه ج4 و10، دفتر تبليغات اسلامي، قم، چاپ سوم، 10جلدي.

9.      شيخ صدوق (ابن بابويه)، ابي جعفر محمد بن علي بن الحسين قمي، ترجمه آيه الله كمره‌اي، الأمالى.

10.  شيخ صدوق، مترجم احمد فهري زنجاني، بي‌تا، الخصال ج 1، تهران، علميه اسلاميه.

11.  طبرسي، علي بن حسن، ترجمه عزيز الله عطاردي، مشكاه الأنوار في غرر الاخبار.

12. عبد الواحد عامدي، مترجم محمد علي انصاري، 1383، غرر الحكم، كلمات قصار امير المؤمنين (ع)، قم، امام عصر (عج)، چاپ دوم.

13.  عزيزي، عباس، سيماي اخلاق در آثار علامه حسن‌زاده آملي، 1380، قم، انتشارات صلاه، چاپ اول.

14.  فيض كاشاني، ملا محسن، 1402 ه‍ ق، تفسير الصافى، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، بيروت، الطبعه الثانيه، 5 جلدي.  

15.  قرآن كريم.

16.  قمي، حاج شيخ عباس، 1370، مفاتيح الجنان، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهارم.

17.  كريمي اعتماد اراكي، احمد، نخبه المواعظ، 1374، قم، مؤسسه دار التفسير، چاپ اول.

18.  المتقي، علاء الدين، هندي، 1399ه‍ ق، كنز العمال في الاقوال و الافعال، مؤسسه ‌الرساله، بيروت.

19. مجلسي، محمد باقر، 1403 ه‍ ق، بحار الأنوار الجامعه لدرر اخبار ائمه الاطهار ج 66 و67 و71 و72 و74 و75 و93، بيروت، دار احياء التراث العربي، چاپ سوم، 110 جلدي.

20.  محمدي ري شهري، محمد، 1416ه‍ ق، ميزان الحكمه، قم، مكتب الاعلام الاسلامي.

21. محدث نوري طبرسي، ميرزا حسين، 1411 ه‍ ق، مستدرك الوسايل  و مستنبط المسائل ج 10 و 14، تحقيق مؤسسه آل البيت(ع)  لاحياء التراث.

22.  مطهري، مرتضي، 1367، انسان كامل، تهران، صدرا، چاپ اول.

23.  شكوهي يكتا، محسن، 1362، روشهاي تربيت اسلامي، تهران، دفتر تحقيقات و برنامه‌ريزي درسي.


موضوع: مهرورزي   ? محمودی در یکشنبه 1386/01/26 ساعت 20:39 | لینک ثابت |

::: صفحات جديد :::

صفحه دوم : ديني سال اول دبيرستان
صفحه سوم : ديني سال دوم دبيرستان ـ در دست ساخت
صفحه چهارم : ديني سال سوم دبيرستان
صفحه پنجم : ديني سال چهارم دبيرستان
صفحه ششم : فلسفه سال سوم دبيرستان
صفحه هفتم : فلسفه سال چهارم دبيرستان
صفحه هشتم : منطق سال سوم دبيرستان
صفحه نهم : سوالات دانشگاه پيام نور